یا صاحب الزمان اغثنی

خرید بک لینک
میدونی چیهداشتم مریض میشدمداشتم میترکیدمبعد از اینکه مامان و بابا جمعه، رفتن روستا برای فاتحه خونی سر صحبت و باهات باز کردم ظهر بعد از ناهار بود فک کنم. یهو ترکیدم. من چه جوری از تو دل کندم آخهقطعا شک ندارم ذکر توسل به حضرت زهرا به دادم رسید الحمدلله و الشکر///////////یعنی تو میتونی روی یکی تاثیری بذاری که موزیکی که گوش میداده رو دیگه گوش نده؟! معمولا زنها از مردها تاثیر میپذیرن برعکسش بعید میدونم واقعا صددرصدی باشه...ببین خواهر بزرگتر خیلی تاثیر گذاریش زیاده. خیلی. تربیت اون بزرگه خیلی مهمه. چون ممکنه تاثیری بذاره روی بچه تو که اونجوری که انتظار داشتی نتونی تربیتش کنی و این خیلی غمناکه.////////من برای خواهر قشنگم چه دعای قشنگی کنم بهتر از عاقبت بخیری ش و اون چه که میخواد و آرزو داره بهش برسه.///////هنوزم ته دلم نگرانتم ولی تلاشمو میکنم که به توسلم امیدوار باشم...//////خیلی دوسِت دارم خواهر قشنگم یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: چهارشنبه 26 بهمن 1401 ساعت: 1:04

//////11:30شبحرف زدیمیعنی حرف که نمیزدیمگرفتیم برای خوابیدنچند دقیقه گذشتفهمید دارم گریه میکنمحرف زدیم اما نه مفصلحرف زدیم و زدیمفهمیدم خیلی مستقله خیییلی منه بیچاره حالا چاره چه کنم؟به من میگه تو خودتو قبول نداریترس داری و خطر نمیکنی و نکردیتوکل نمیکنی. و من گفتم تو منو به خودت وابسته کردیتو نذاشتی من مستقل باشمتو فقط فکر خودت بودی یا یه چیزی توی این مایه هاکه آخری و نمیدونم فهمیدی یا نه چون خوابیده بودی... ولی با زبون بی زبونی گفتی که دلتو برده طرفمتنفرم ازش که تو رو ازم گرفت، متنفرم ازش...متنفرم ازش که بیچاره بودم و بیچاره ترم کرد////00:12 بامدادتو خوابی و من اینجا نشستم گوشه اتاق، پشت سرت و تکیه دادم به رادیاتور و دارم طرز خوابیدن ت رو وجب به وجب حفظ میکنم. چشام دیگه توان گریه نداره ولی همینکه تایپ میکنم میباره...هیچوقت فکر نمیکردم این چیزهای ساده اینقدر مهم بشن مثلا همین خوابیدن ت. مثلا طرز نماز خوندن ت، مثلا برای کمک کردن به من دویدنت، مثلا فعال بودنت. مثلا خسته و نا امید نشدنت مثلا رفتارهای خوب مادرانه ت کدوم خوشبختی بود که تو رو ازم گرفت... یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: جمعه 21 بهمن 1401 ساعت: 15:30

دیدی خواهری دیدی؟ دیدی آدمها در عین با هم بودن تنهایانی بیش نیستن.باورم نمیشه واقعا تصمیمتو گرفتی بری از پیشمون یعنی؟تو حتی به ترک کردن کارت هم فکر کردی؟تو که ضربه ای نمیخوری قشنگش اینه که یه خانواده چند نفره میشینولی من ... میدونی با من چه کردی؟ میدونی همیسه مثل چتر بودی برام حالا چی میشه جای خالی اون چتر...تو در حقم لطف نکردی، ظلم کردی به نظرم. حالا فکر کردی من یه اردویی هم با یه سری غریبه ها رفتم دیگه آدم میشم؟واقعا با این همه غم دیگه از من چیزی می مونه؟ یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:05

ببین جان دل.. دارم از دست میرما دستمو نگیری من منحرف میشم یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 1:32

اینکه با حرفمون و زبونمون کل روز یه نفر و به فنا ندیم رو کی یاد میگیریم، فقط خود خدا میدونه.

مخصوصا پدر و مادرها که اصلا عین خیالشون هم نمیاد...

کاش یاد میگرفتیم تا هستیم، دلیل حال خوب هم باشیم.

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 1:32

بازم صبحونه رفتیم بیرون. هتل پارس با آبجی کوچیکه و زهره. انتظار بیشتری از کیفیتش میرفت. نمیدونم چرا فکر میکنه بهم خوش نمیگذره باهاشون. رفتارم حتما غلط اندازه. چقدر من پسرفت داشتم پس...علائم پیریه حتما. آبجی کوچیکه اومد ناهارشو خورد و رفت سر قرارش. این از توی آدم و حوا پیدا شده. فقط هم خداس که از درون انسان ها آگاهه. دیوانه ها بازم فراخوان داده بودن امروز و فردا. بخاطر کنکور دیتاها چند ساعتی قطع بود. و اینکه امتحان سطح چهار نزدیکه و من مثه بقیه ترم ها بی تفاوت... یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 1:32

صفحه بندی